کوچینگ چیست؟

کوچینگ چیست؟

اگر برای شما هم سوال پیش آمده است که منتورینگ و کوچینگ چیست و تفاوت این ها در چیست در این متن با ما همراه باشید. واژه کوچ در لغت نامه ، مربی و مربی ورزش و مربی گری و واژه کوچینگ هم آماده سازی معنی شده است. اما این به ما کاملاً معنی کلمه کوچینگ چیست را نشان نمی دهد و گویای کلمه کوچینگ نیست.

در پاسخ به سوال کوچینگ چیست می توان گفت که کوچینگ روشی برای توسعه و پیشرفت است که شخصی به نام کوچ، مراجع را برای رسیدن به هدف های مد نظر خود حمایت می کند. در معنی کوچینگ می توان گفت کوچینگ یک فرایندی است که در جلسات کوچینگ مراجع قادر می شود میزان پایبندی خود را در رسیدن به اهدافش تقویت کند، تا به نتیجه و شرایط بهتر مد نظر خودش دست پیدا کند.

تاریخچه کوچینگ هم جالب است. تاریخچه کوچینگ به روستایی برمی گردد در شمال غربی مجارستان به نام کاکس که در قرن پانزده میلادی به خاطر خلاقیتی که در آن زمان ایجاد کرد شهرت یافته است. روش گذران زندگی اهالی روستای کاکس از طریق انتقال کالا بین وین و بوداپست بود که به وسیله چرخ هایی که خودشان ساخته بودند انجام می گرفت.

کوچینگ

امورات به این صورت پیش می رفت که فردی که اسمش در تاریخ نیامده است کالسکه ای را ساخت که نسبت به بقیه چرخ هایی که کالا را حمل می کرد و کوچک بود خیلی بزرگ تر و راحت تر بود. اسم این کالسکه ها کاکس نام نهاده شد و به مرور در زبان انگلیسی تبدیل به واژه کوچ شد. کوچ به کالسکه هایی گفته می شد که مسافران را با پرداخت هزینه از یک مبدا به مقصد نهایی تعیین شده منتقل می کرد.

مربی گری و کوچینگ روشی است که بازدهی فرد را بهبود می دهد و تمرکز اصلی اش روی زمان حال است تا این که بخواهد گذشته و آینده دور را بررسی کند.کوچینگ یعنی چه به این تعاریف محدود نیست. در ادامه بیشتر با علم کوچینگ چیست آشنا می شویم.

کوچینگ مهارت تسهیل کردن مسیر برای رسیدن فرد به هدفش است. در واقع مجموعه ای از مهارت ها است که استعدادهای افراد را شکوفا می کند تا بتوانند در زندگی شغلی و شخصی خود عملکرد بهتری داشته باشند. مهارت های کوچینگ به شخص این امکان را می دهد تا برای خود اهدافی را در نظر بگیرد و برای رسیدن به این اهداف اقداماتی را انجام دهد.

مربیگری و کوچینگ مجموعه ای از چالش و راهبری است. مهارت های کوچینگ یک روش درمانی نیست، مشاوره و منتورینگ هم نیست. توسعه فردی و سازمانی، افزایش اعتماد به نفس، خودباوری، خودشناسی و افزایش سطح درک و آگاهی از مهم ترین دستاوردهای کوچینگ به شمار می روند.

تفاوت کوچینگ و تدریس

یک معلم ماهر و با معلومات، دانش خود را در اختیار دانشجویان قرار می دهد. در اینجا عدم تعادل و توازن قابل توجهی میان اطلاعات و دانش معلوم و دانشجو وجود دارد و معلم باید برای همه سوالات پاسخ های درست داشته باشد. اما در کوچینگ کوچ خود را بالاتر از مراجع نمی داند و دانشی را بدون کسب اجازه از مراجع و خارج از ضوابط جلسه کوچینگ در اختیار مراجع قرار نمی دهد.

تفاوت کوچینگ و منتورینگ

کوچینگ و منتورینگ به هم شباهت دارند و گاهی اوقات روش های به کار برده شده در هر دو با هم هم پوشانی دارند. فرد منتور حکم یک پیر و مرید با تجربه را دارد که مسیر مورد نظر را خودش طی کرده و تجربه اندوخته است و تخصص قابل توجهی دارد و به شخص کمک می کند تا او هم قدم در راه منتور بگذارد و سریع تر به موفقیت برسد. استخدام منتور در سازمان ها متداول است.

کوچینگ

حرفه منتورینگ آینده محور است و بر روی توسعه شغلی و گسترده تر کردن دیدگاه های شخص تمرکز دارد.در حالی که کوچینگ بر روی زمان حال و برطرف کردن مشکلاتی تمرکز دارد که هم اکنون با آن ها دست و پنجه نرم می کند. در کوچینگ، کوچ کسی نیست که به سؤال ها پاسخ دهد. بلکه برای این منظور به او مراجعه می شود که طرح مسأله کند. اما کار منتور این است که به سؤال افراد جواب صحیح و راهبردی بدهد.

معمولاً جلسات کوچینگ کوتاه مدت است. اما منتورینگ بلندمدت تر است. منتور باید قدم به قدم همراه فرد باشد تا کمک کند مراجع مهارت های لازم را به دست بیاورد. به همین دلیل است که وقتی فرد یا افرادی در شرکتی قرار است جایگزین افراد دیگری شوند، نیاز به منتور دارند تا با کمک ها و راهنمایی های منتور بتوانند مهارت های لازمه را کسب کرده و در جایگاه مورد نظر قرار بگیرند.

کوچینگ نیاز به مرحله پیش نیاز برای انجام اقدامات ندارد. چون در نهایت خود فرد است که مسیر و راهکار را پیدا می کند. اما منتوریگ شامل خدمات آموزشی است که از قبل به تعیین استراتژی و هدف گذاری مشخص نیاز دارد.

نقش مدیر هم در ارتباط با استخدام کوچ یا منتور متفاوت است. مدیری که با کوچ تعامل دارد، به کوچ کمک می کند که بداند کارمندان در چه زمینه هایی نیاز به کمک دارند. اما دخالت مدیری که منتور استخدام کرده است بسیار محدود و غیر مستقیم است. منتور خود با کارمند وارد تعامل می شود و سعی می کند آنچه را نیاز است به او می آموزد.

حالا می توانیم متوجه شویم که چرا منتور به انتقال تجربه هایش می پردازد. او از این راه به شاگردش درس می دهد که در مقابله با مسائل و چالش های کاری باید چه واکنشی داشته باشد. این تجربه ها صرفاً تجربه موفقیت نیست. بلکه همچنین منتور می تواند از ناکامی های گذشته اش بگوید. منوط به اینکه بتواند توضیح دهد دقیقاً چرا شکست خورده است. این در حالی است که تجربه و تخصص قبلی کوچ مستقیماً به فرد منتقل نمی شود و درواقع در فرایند کوچ هم موضوعیتی ندارد.

نکته مهمی که وجود دارد این است که چه کوچ و چه منتور نمی توانند راه حل نهایی را برای چالش های یک شرکت را ارائه دهند. آن ها کمک می کنند ولی این شما هستید که با توجه به پتانسیل ها، موانع و اهداف خود پلن پیشرفت خود را طراحی کنید.

تفاوت کوچینگ و مشاوره

مشاوره اغلب جنبه درمانی دارد، بر روی گذشته فرد و روان او متمرکز است، با بهره گیری از دانش خود مشکلات مراجع را ریشه یابی می کند  تا او بر مشکلات و موانعی که در گذشته وجود داشته و تأثیرات آن در زمان حال نمایان است غلبه کند. یک کوچ در هر مرحله از جلسات به این پی ببرد که مراجع نیاز به مشاوره دارد و باید کار درمانی روی او صورت بگیرد او را به مشاور یا درمانگری حاذق ارجاع می دهد و ادامه جلسات تا مراجعه او و درمان او متوقف می شود.برای مطالعه بیشتر در این مورد به مقاله تفاوت کوچینگ و مشاوره رجوع کنید.

کوچینگ در روانشناسی

با وجود این که علم کوچینگ به صورت یک رویکرد مستقل در نظر گرفته می شود اما نمی توان تأثیر روانشناسی بر کوچینگ را نادیده گرفت. در واقع ساختار کوچینگ برگرفته از چند شاخه روانشناسی انسان گرا و مثبت گرا است.

کوچینگ

امروزه علم کوچینگ به صورت ساختاری در روانشناسی قرار گرفته است که روانشناسی کوچینگ نام دارد. روانشناسی کوچینگ شاخه ای از رشته روانشناسی کاربردی است که در نظر دارد مفاهیم و تئوری های روانشناسی را با روش کوچینگ به کار گیرد. هدف از این اقدامات افزایش عملکرد و سلامت روان فرد، گروه یا سازمان که با به کارگیری روش های مبتنی بر نتایج به  دست  آمده از تحقیقات علمی هست.

مهارت های کوچینگ چیست؟

کوچینگ یک فرایند است و برای این که کوچ بتواند جلسات عالی و موثری را داشته باشد باید در مهارت های اصلی کوچینگ که بر پایه علم کوچینگ تعریف شده است تبحر داشته باشد. این مهارت ها عبارت اند از:

مهارت اول: گوش دادن موثر

گوش دادن یکی از مهمترین مهارت ها در کوچینگ است و یک کوچ فقط در صورتی می تواند در حوزه کوچینگ حرفه ای شود که گوش دادن را به صورت حرفه ای به کار ببرد.گوش دادن یک مهارت است و با شنیدن متفاوت است. شنیدن یک اقدام جسمانی است که توسط گوش انجام می شود و نیازی به درک و توجه ندارد چون سیستم شنوایی ما به صورت غیرارادی این کار را انجام می دهد.

اما گوش دادن فعالیتی ذهنی است که توسط مغز انجام می شود و نیاز به یادگیری داردگوش دادن به معنای این است که به آنچه گفته می شود باید عمیقا گوش بسپارید اما اکثر ما در طول شبانه روز فقط در حال شنیدن هستیم.

کوچ در گوش دادن فعال علاوه بر شنیدن صدای شخص، به عمق حرف های گفته شده توجه می کند و به درک درستی از شرایط مراجع می رسد. در گوش دادن موثر و فعال، کوچ با دریافت پیام پشت صحبت های مراجع به جمع آوری اطلاعاتی که مراجع بلند بلند با خود صحبت می کند می پردازد.

در جلسات کوچینگ  قانون هشتاد بیست باید رعایت شود یعنی در 80 درصد مواقع ، کوچ گوش می دهد و در 20 درصد مواقع صحبت می کند. با گوش دادن فعال، کوچ می تواند به برداشت های ارزشمندی از مراجع برسد که گاهی خود فرد هم نسبت به آنها آگاه نیست. یک کوچ حرفه ای با اطلاعات مهم و نهانی که از مراجع می شوند می تواند به فرد کمک کند و این یکی از رموز قدرتمند بودن کوچینگ است.

مهارت دوم:  پرسشگری قدرتمند

یکی از اصول موفقیت جلسات، پرسیدن سوالات مناسب در زمان مناسب است. کوچ با پرسیدن سوالات حرفه ای  می تواند جلسه را به مسیر درستی پیش ببرد. کوچ با پرسیدن سوال های مناسب، مراجع را وادار به تعمق بیشتر می کند و در این لحظه است که سفر اکتشافی مراجع در درون خودش آغاز می شود.

اگر به کوچ مراجعه کردید سوالات او را با دقت پاسخ دهید. زیرا پرسشگری، جزئی از فرایند جلسات کوچینگ است و تأمل و پاسخ دادن به سوالات کوچ، باعث می شوند تا مساله برای شما واضح شود و در نتیجه به حل مساله برسید.

اغلب تصور بر این است که اگر کسی پاسخ سوالات ما را داشته باشد فردی حرفه ای است اما در کوچینگ فرد حرفه ای پرسش های عالی طرح می کند و به عبارتی یک کوچ حرفه ای یک پرسش گری حرفه ای است و به جای اینکه همه چیزدان باشد، از همه چیز سوال می کند.

کوچینگ

پرسش های قدرتمند ، به مراجع کمک می کند که موانع ذهنی برطرف کند و زاویه دید خود را به موضوعات و موانع تغییر دهد. سوالات خوب باعث می شود که مراجع پاسخ هایی را بیابد که در درون خودش وجود داشته اما به خاطر نپرسیدن سوال تا به حال مغفول مانده است.

سوالات کوچینگی انواع مختلفی دارند که در دوره کوچینگ به آن پرداخته می شود اما بهترین سوالات در جلسات، سوالاتی هستند که به کوچ و فرد مراجع را به یک بینش و آگاهی در خصوص مساله برسانند.

مهارت سوم: قضاوت نکردن

انسان ها اکثر اوقات در حال قضاوت دیگران هستند؛ اما در کوچینگ لازم است که کوچ مهارت قضاوت نکردن را در خود پرورش دهد تا قضاوت را کم و کمتر کند و مراجع را طوری که هست ببیند، نه طوری که خودش فکر می کند باید باشد.

قضاوت نکردن، یک مهارت کمی سخت و مهمی است که پایه و اساس کوچینگ را شکل می دهد و یک کوچ باید همیشه معتقد و متعهد به اصل قضاوت نکردن باشد. یک کوچ خوب یک ذهن باز و بی تعصب دارد. منظور از داشتن یک ذهن باز و بی تعصب این است که بپذیرید دیگران نقطه نظراتی متفاوت از شما دارند و شاید از دید خودشان حق با آنها باشد.

پس باید  خود را از قضاوت دیگران آزاد کنیم و به انتخاب های آن ها به عنوان خوب/بد، درست/غلط نگاه نکنیم و نحوه زندگی دیگران را بدون قضاوت، تعصب و سرسختی پذیرا شویم. به همین خاطر است که می گویم کوچینگ آموزش و تربیت نیست بلکه یک روش برای زندگی کردن است.

مهارت چهارم: همدلی

همدلی یعنی این که بتوانیم خودمان را جای مراجع بگذاریم و درک کنیم که آن ها در آن شرایط به خصوص چه احساسی دارند و چطور فکر می کنند و دنیا را از دیدگاه آن ها ببینیم و احساساتشان را درک کنیم.

همدلی یکی از مهم ترین مهارت هایی است که افراد باید آن را در خود تقویت کنند. همدلی یک مهارت ارتباطی مهم و حساس است که به آسانی فراموش می شود و به جای آن که تمرکز بر روی احساسات طرف مقابل باشد، به این فکر می شود که در حال حاضر چه باید کرد. در حالی که در آن لحظه مراجع به این که ما به او چه بگوییم و چه راه حلی ارائه دهیم توجهی ندارد. او به همدلی و درک شدن نیاز دارد.

همدلی کمک می کند تا به عنوان کوچ نیازهای مراجع را درک کنیم و به او نشان دهیم احساسات و حرف های او را به خوبی می فهمیم. در یک رابطه کوچینگی بین کوچ و مراجع که براساس اعتماد و توافق است، همدلی بسیار با اهمیت است.

البته همدلی با همدردی متفاوت است. در همدلی کوچ با احساسات و پشیمانی های طرف مقابل درگیر می شود. خودش را جای او می گذارد تا ببیند در چنین وضعیتی او چه احساساتی را تجربه می کند. نیازی نیست احساسات کوچ دقیقاً مشابه به احساسات مراجع باشد، فقط کافی است احساسات و شرایط او درک شود.

کوچینگ

 

اما همدردی در نقطه مقابل همدلی است و در همدلی به خاطر شرایط سختی که طرف مقابل تجربه می کند فرد غمگین و متأسف می شود و برای او دل می سوزاند.انتظار مراجع از همدلی یعنی این که کوچ به درون من بیا به نیابت از من و از طرف من درونم را جستجو کن و من و شرایط و دنیای اطراف من را آن طور که من می بینم ببین و درک کن.

مهارت پنجم: بازخورد دادن 

بازخورد دادن بازتاب آن چیزی است که کوچ از صحبت های مراجع دریافت کرده است و مثل آیینه ای عمل می کند که خود فرد را به خودش نشان می دهد. در واقع برگشت دادن رفتار خود فرد به خودش است که سبب می شود فرد خودش را به طور صحیح ارزیابی کند تا شناخت بهتری نسبت به خود پیدا کند. سازمان ها و تیم ها بازخورد یا فیدبک را غنیمتی برای اصلاح خود می دانند.

اگر پرسیده شود که یکی از مهمترین مهارت های کوچینگ چیست، می توان پاسخ داد که مهارت بازخورد دادن به افراد است. کوچ باید مواظب باشد تا با بازخوردی که ارائه می دهد، مراجع احساس نکند که قضاوت می شود یا مورد نصیحت واقع می شود.

مهارت ششم: از بین بردن باورهای اشتباه و محدودکننده

همه افراد باورها و اعتقاداتی دارند که اغلب آنها را زیر سوال نمی برند. اگرچه هیچ مدرکی برای اثبات آن باورها و حمایت از آنها وجود ندارد اما آنها را تایید شده و صحیح می دانند. باورها تاثیر عمده ای بر رفتار و شخصیت دارند.

برخی از عقاید و باورها، رشد دهنده هستند و در موفقیت ما کمک کننده هستند. اما بعضی دیگر از باورها،  مانع رشد هستند و ما را از رشد عقب نگاه می دارند که به آن باورهای محدودکننده گفته می شود.

در فرایند کوچینگ یک کوچ حرفه ای، باورهای محدودکننده مراجع را به چالش می کشد و نقش کوچ این است که در یک گفتگوی امن و بی قضاوت،  به مراجع کمک کند تا باورهای محدود کننده خود را زیر سوال ببرد.

نقش کوچ در جلسات کوچینگ چیست؟

در جلسات کوچینگ، کوچ به شخص کمک می کند تا خودش یاد بگیرد. باور کوچ این است که خود شخص پاسخ مسائلش را می داند و در طول جلسات با استفاده از مهارت هایی مثل گوش فعال، پرسشگری عمیق و دادن بازخوردهای موثر به مراجع کمک می کند تا خودش این پاسخ را بیابد.. کوچ به مراجع کمک می کند تا خودش مطلب جدیدی را یاد بگیرد نه این که به او مطلب جدیدی را یاد بدهد.

کوچینگ

در جلسات کوچینگ کوچ دست به دست شخص مراجع می دهد و او را به عمیق فکر کردن تشویق می کند، به او انگیزه می دهد تا به سمت هدف مد نظر خود حرکت بکند. کوچ عمیقاً این باور را دارد که توانمندی های مراجع فراتر از آن است که هم اکنون نشان می دهد و او را بر اساس عملکرد حال حاضرش قضاوت نمی کند. کوچ بررسی می کند تا ببیند که مراجع از کدام توانمندی های خود بهره برده و از کدام توانمندی های خود استفاده نمی کند.

مسئولیت کوچ براساس مهارت های کوچینگ به این صورت دسته بندی می شود.

شفاف کردن خواسته مراجع و همراهی کردن با خواسته

تشویق کردن مراجع برای ارتباط با دنیای درون خود و یافتن آن

کمک به مراجع برای پیدا کردن راهکارها بر طبق شرایط خود او

دعوت مراجع به مسئولیت پذیری و پذیرش سهم خود در مسیر زندگی و اهداف

اما کوچ چه کارهایی را انجام نمی دهد؟

کوچ برای مراجع تصمیم گیری نمی کند.

کوچ مسیر و راهکارهای واضح و مشخصی را برای مراجع ارائه نمی دهد.

کوچ به مراجع مشاوره نمی دهد.

کوچ مراجع را نصیحت نمی کند و به او توصیه نمی دهد.

و این مراجع است که مشخص می کند هدفش چیست و می خواهد روی چه هدفی تمرکز داشته باشد.

کوچ فقط نهایت سعی خود را می کند که به تمام صحبت های مراجع گوش فرا دهد و با سوالات عمیقی که می پرسد مراجع را به درون خود ارجاع دهد.

کوچ میزان تغییر و رشد مراجع را رصد و پیگیری می کند. و این خود شخص مراجع است که میزان و مراحل حرکت و اقدامات خود را مشخص می کند. در کوچینگ فقط شخص نیست که برای بهبود عملکرد خود به کوچ مراجعه می کند. بلکه کوچینگ این پتانسیل را دارد که به مدیران و رهبران برای بهبود عملکرد تیم و سازمان و شرکت هایشان نیز خدمات ارائه دهد.

چرا کوچینگ؟

هدف اصلی و دائمی کوچ و کوچینگ جدا از حل مسئله، ایجاد اعتماد به نفس در مراجع است. اگر رهبران و مدیران این نکته را در ذهن داشته باشند و مدام به آن عمل کنند با بهبود روابط و عملکرد نتیجه می گیرند. در کوچینگ چیزی به جز بهبود عملکرد مهم نیست.

در سازمان ها از کوچ به جهت کمک به افراد پایین رده برای بالا بردن استانداردها و اصلاح در عملکرد و رفتارها و همچنین برای توسعه سازمان ها و مدیران و برای غلبه بر موانع به وجود آمده در سازمان ها استفاده می شود..کوچینگ ارتباط مستقیمی با ایجاد خودآگاهی دارد. وقتی که خودآگاهی فرد در تیم یا سازمانی ارتقا یابد مسیر اصلاحات بهبود و حل مسائل باز می شود که می تواند عملکرد نادرست کاهش می یابد یا از بین می رود.

کوچینگ در سازمان ها و رهبری و مدیریت سازمانی روش سودمندی برای ارتقا عملکرد در حیطه نیازهای مختلف سازمان هاست. نتایج تحقیقات نشان می دهد که اعتماد به نفس 80 درصد افرادی که جلسات کوچینگ داشته اند و از خدمت کوچینگ استفاده کرده اند، افزایش پیدا کرده است و 70 درصد از مراجعین هم به دلیل بهبود وضعیت شغلی و مهارت های ارتباط موثر و روابط با دیگران رضایت داشته اند و 86 درصد از شرکت ها هم اعلام کرده اند که هزینه ای که از طریق جلسات کوچینگ صرف تیم خودشان کرده اند را با ارتقاء عملکرد دوباره به دست آورده اند.

کوچ با به کار بردن مهارت های کوچینگ کمک می کند که بهترین برنامه ریزی متناسب با شرایط خودتان را برای انجام کار هایتان را داشته باشید. از آن جایی که تمرکز کوچ و کوچینگ بر زمان حال و اکنون است، در این فرایند، شما به نقاط ضعف، توانمندی ها، افکار، احساسات و رفتار و اشتباهات خود آگاه شده و به شناخت و آگاهی بیشتری از خود دست پیدا می کنید.

جلسات کوچینگ باعث می شود با کشف اقدامات و برنامه هایی که تا کنون دستاوردی برای شما نداشته اند، برنامه های بهتری را انتخاب کنید و به این صورت بازدهی خود در زندگی، روابط و حرفه را افزایش دهید.در جلسات، از موانع رشد و پیشرفت و ترس های خود شناخت پیدا می کنید و در ادامه جلسات این توانایی را به دست می آورید که از این موانع عبور کنید. هم چنین شما روند و سیر پیشرفت تیم و سازمان خود را بررسی کرده و می توانید از تجربیات موثری که باعث رشد شما شده آگاه شده و در ادامه مسیر از آن ها استفاده کنید.

از جمله سایر مزایای جلسات کوچینگ می توان به موارد ذیل اشاره کرد.

قدرت حل مسائل و هدف گذاری و مدیریت زمان

افزایش مسئولیت پذیری

افزایش سطح آگاهی و یادگیری

طبقه بندی شدن افکار پراکنده و حذف افکار مزاحم و بی فایده

ایجاد حس مفید و موثر واقع شدن

ایجاد آرامش

ایجاد تعادل در زندگی و کار

تقویت کیفیت ارتباطات و ایجاد ارتباط موثر

کوچینگ

مهارت کوچینگ طیف وسیعی از گرایش ها را در بر دارد تا هر شخص و هر سازمانی با هر مسئله ای که ارائه می کند بتواند به هدف مد نظر خود دست پیدا کند. جلسات کوچینگ از لحاظ تعداد افراد حاضر در جلسه به دو دسته فردی و گروهی تقسیم می شود ولی انواع کوچینگ در طول سال ها گرایش های مختلفی پیدا کرده است که مهم ترین آن ها عبارت اند از:

کوچینگ زندگی یا لایف کوچینگ

کوچینگ توسعه فردی

کوچینگ کسب و کار یا بیزینس کوچینگ

کوچینگ رهبری

کوچینگ مدیران

کوچینگ عملکردی

کوچینگ فروش

کوچینگ سازمانی

کوچینگ تحصیلی

کوچینگ نوجوان

کوچینگ زوجین

کوچینگ خانواده

کوچینگ معنویت

کوچینگ سلامت روان

در ادامه شرح مختصری از مهم ترین و متداول ترین گرایش های کوچینگ را بررسی می کنیم و به جواب سوالاتی مثل لایف کوچینگ یعنی چه و بیزینس کوچینگ یعنی چه می رسیم.

لایف کوچینگ یا کوچینگ زندگی

نوبت به این می رسد که لایف کوچینگ یعنی چه؟ لایف کوچینگ برای افرادی که تمایل به ایجاد تغییرات مهم و بزرگی در زندگی خود دارند، مناسب است. لایف کوچ به افراد کمک می کند تا متوجه شوند از زندگی چه می خواهند و چطور می توانند به خواسته هایشان دست پیدا کنند. در کوچینگ زندگی به طور کلی موضوعات مد نظر مراجع از نقطه شروع مورد بررسی قرار می گیرد.

تمرکز لایف کوچینگ بر شناسایی رسالت، ارزش ها، اهداف و رویاهاست. فرد در این مسیر با شناخت علایق، استعدادها و ارزش ها و اولویت بندی آن ها به نقشه کلی از خود و خواسته هایش در این دنیا دست پیدا می کند و از وضعیت خود آگاه می شود.

کوچینگ

کوچینگ توسعه فردی یا کوچینگ فردی

مسلماً برای هر شخصی در مراحلی از از زندگی پیش آمده است که در انتخاب مسیر زندگی خود و یا نحوه ادامه مسیر دچار شک و تردید شده باشد. یا این که شکست بزرگی را تجربه کرده باشد و از این مسئله شکایت داشته باشد. در این شرایط دلتان می خواهد با تمام توان قوی تر از گذشته اقدام کرده، و بیشتر از قبل موفق شده و موانع را برطرف کنید و موثرتر واقع شوید. اما در شرایطی که این بحران ها پیش آمده است چطور این کار ممکن است؟

جواب این است که با استفاده از مهارت های کوچینگ در کوچینگ توسعه فردی می توانید در مدت زمان کوتاهی شرایط را برای هدف مد نظرتان آماده کنید تا با قدرت و انرژی بیشتری به صحنه زندگی بازگردید و مشکلات را راحت تر حل کنید.

با استفاده از کوچ توسعه فردی به سلامتی می توانید از سد مشکلات رد شوید. در واقع کوچ توسعه فردی در زندگی برای شما همانند یک دوست عمل می کند که تمایل بسیار زیادی به پیشرفت شما دارد. یک کوچ توسعه فردی با همدلی کمک بزرگی هم از لحاظ روحی و عاطفی به شما می کند.

در کوچینگ توسعه فردی عادت های مثبت و سازنده ای مانند ورزش و مطالعه و مدیریت زمان و خواب کافی در شما ایجاد می شود. و یا عادت های منفی مانند سیگار کشیدن و اهمال کاری از زندگی تان حذف می شود. حس مثبت نسبت به خود و اعتماد به نفستان بهبود پیدا می کند و کیفیت روابط شما با دیگران بهتر می شود.

بیزینس کوچینگ یا کوچینگ کسب و کار

بیزینس کوچینگ یا کوچینگ کسب و کار یکی از شاخه های کوچینگ است که شهرت فراوانی دارد. حالا بیزینس کوچینگ چیست؟

در کوچینگ کسب و کار، مراجع که می تواند یک شرکت یا کارآفرین یا تیم و سازمان باشد به کمک یک کوچ اهداف خود را معین نموده و با هزینه و انرژی کمتری به آنها می رسد و استراتژی و پلن کسب و کار خود را براساس هدف های منتخب خودش در بخش های مختلفی مانند فروش، مدیریت، رهبری، ساختار سازمانی و… تهیه و تنظیم می کند.

بیزینس کوچ با پرسیدن سوالاتی در مورد کسب و کار تمام اطلاعات در مورد کسب و کار را گردآوری می کند تا به خوبی اهداف کسب و کار مراجع را درک کند. این پرسش و پاسخ ها اهمیت زیادی دارند چرا که بیزینس کوچ با توجه به پاسخ این سوالات شروع مسیر همکاری را مشخص و طبق آن برنامه ریزی می کند.

کوچینگ کسب و کار به توسعه تیم و به طور مشخص بیزینس کوچ به توسعه فردی و پیشرفت مدیران نیز کمک می کند. فرایند کوچینگ برای کسب و کار موفق، یعنی افزایش آگاهی و تغییر ذهنیت نسبت به رشد فردی تک تک کارکنان سازمان، به خصوص مدیران و رهبران آن ها.

کوچینگ

کوچینگ رهبری

کوچینگ رهبری که گاهی از آن به کوچینگ اجرایی هم یاد می شود، درباره رهبری است؛ درباره ارتقا دادن توانایی ها و مهارت های فرد به منظور کمک به سازمان و رسیدن به اهداف عملی است. کوچینگ رهبری درباره رشد دادن توانایی رهبری فرد برای به اجرا گذاشتن و رسیدن به چشم انداز مد نظر خود است.

با وجود این که رهبری بر پایه ارزش ها و مهارت هایی مثل هوش هیجانی بنا شده است اما کوچینگ رهبری فقط به دنبال رشد این توانایی فردی نیست. درست است که توسعه فردی هم بخشی از این فرآیند کوچینگ است اما کوچینگ نگاهی عمیق تر به مساله نیازهای مد نظر سازمانی را دارد.

اکنون که درکی از معنای کوچینگ رهبری ایجاد شده زمان بررسی آن در عمل فرارسیده است. کوچینگ رهبری ذاتاً فرآیندی فردی است که در آن توانایی رهبر برای دستیابی به توسعه سازمانی و فردی ارتقا یافته است.

کوچینگ رهبری سبب می شود تا رهبر یک سازمان ابتدا به توانایی های خود واقف باشد و ایمان داشته باشد و سپس با تکیه بر این ایمان بتواند افراد و تصمیمات مناسبی را اتخاذ کند و افراد را به درستی در سازمان هدایت کند. کوچ رهبری تمام تلاش خود را می کند تا با ارتباط مناسب با رهبر سازمان و ارائه سوالات مناسب، عالی ترین برداشت و بازخورد را به رهبر تیم یا سازمان ارائه دهد.

دیدگاهتان را بنویسید