کوچینگ خودشناسی چیست؟

کوچینگ خودشناسی

کوچینگ خودشناسی چیست؟

در این مقاله به این سوال پاسخ خواهیم داد که کوچینگ خودشناسی چیست؟

قبل از این که در مورد کوچینگ خودشناسی صحبت را شروع کنیم بهتر است بدانیم تعریف درست خودشناسی و خودشناسی واقعی چیست؟

کوچینگ خودشناسی

در پاسخ به این سوال که کوچینگ خودشناسی چیست ابتدا خودشناسی را تعریف می کنیم. انسان فقط جسمش نیست، علاوه بر ساختار جسمانی ذهن و روان و روح نیز دارد. خودشناسی یعنی این که انسان به تمام ابعاد و احوالات جسمانی، روحی، روانی و شخصیت خود آگاهی پیدا کند و شناخت درستی نسبت به جوانب پیدا و پنهان خود داشته باشد. اغلب افراد فکر می کنند که شناخت کافی و درستی نسبت به خود دارند در حالی که چون ما از درون به خود نگاه می کنیم و در دنیای خودمان غرق هستیم ابعادی از شخصیت و ویژگی های خودمان بر ما مغفول می ماند و نیاز به این داریم که از دید افراد دیگری نیز به خود بنگریم تا به شناخت کامل و بهتری نسبت به خود برسیم. کوچینگ خودشناسی مسیر منحصر به فردی است که ما را در راه رسیدن به خودشناسی کمک شایانی می کند. اما قبل از پرداختن به کوچینگ و خودشناسی در مورد این که چگونه به خودشناسی برسیم صحبت کنیم.

برای رسیدن به خودشناسی باید چندین پارامتر را در نظر داشت. استعدادها و توانایی ها، نقاط قوت و ضعف، ارزش های درونی، علایق و اهداف، جنس و نوع شخصیت و افکار و باورها و معنا و رسالت زندگی نقاطی است که در خودشناسی به آن ها دست پیدا می کنیم. هر کدام از این پارامترها روش دست یابی مخصوص به خود را دارد و از راه های مختلفی می توان به پکیج خودشناسی جامع و کامل رسید. کند و کاو در درون خود و فکر کردن، از دیگران پرسیدن، مطالعه کردن، آموزش دیدن، به مشاور مراجعه کردن، استفاده کردن از کوچینگ خودشناسی و…

خودشناسی مسیر رسیدن به خودآگاهی و برخورداری از نور آگاهی برای طی کردن مسیر زندگی است. این مسیر همیشه ادامه دار است. مسیری نیست که در یک جایی متوقف شود یا به اتمام برسد و از آن لحظه به بعد ما به خودشناسی کامل دست پیدا کنیم. ساختار انسان به گونه ای پیچیده است که هر چقدر هم به کشف خودش دست پیدا کند باز هم راهی برای شناختش وجود دارد. وجود انسان دائم در حال تغییر و تحول است. اتفاقاتی که در زندگی روی می دهد و ملاقات او با افراد گوناگون در اجتماع و مواجهه با مشکلات و مسائل و رفتارهای متفاوت دوستان و نزدیکان و آموزش هایی که می بیند همه و همه باعث تغییر در رفتار و تفکر و احساسات او می شود که سبب می شود داده ها و آگاهی هایش را نسبت به خودش به روز رسانی کند تا بتواند این مسیر را به درستی و با دقت و قدرت طی کند.

کوچینگ خودشناسی

خودشناسی یا همان خودشناسی فردی در ابتدا مسیری است برای شناخت خود و تحلیل باورها و افکار و احساسات و رفتارهایی که با دیگران داریم و حتی پیش بینی نوع رفتارهایمان در آینده اما دستاورد دیگر خودشناسی فردی، شناسایی حالات و رفتارهای دیگران نیز هست. وقتی به خودمان و نیروهای تاریک و روشن درونمان آگاه باشیم متوجه می شویم که یک رفتار خاصی از ما سر زده است که باعث رفتار خاصی در دیگران شده است. خودشناسی باعث می شود ما این اصل را در مورد خودمان بپذیریم که مسئول صد در صد زندگی مان هستیم.

خودشناسی و خودآگاهی به یک معنی نیستند. اما خودشناسی، خودآگاهی را در پی دارد. ما با شناختن خود و درونیات خود به یک درک از آگاهی می رسیم که آن آگاهی ما را در نحوه برخورد با خود و دیگران و رفع مسائل و مشکلاتمان یاری می رساند. آگاهی مثل یک نوری است که در اثر خودشناسی بر ذهن و قلب ما تابیده می شود و جلوی دیدگان ما را روشن می کند.

ارتباط خودشناسی و عزت نفس

این روزها زیاد به مسئله عزت نفس و این که یک فردی اولین مولفه ای که در درون خودش باید تقویت کند عزت نفس است برمی خوریم. جالب است بدانید که خودشناسی و عزت نفس رابطه تنگاتنگی با هم دیگر دارند خودشناسی نقش پررنگ و با اهمیتی در ایجاد و تقویت عزت نفس افراد دارد. فرض کنید شخصی هیچ شناختی از روحیه و باورها و نیازها و ارزش ها و اهداف واقعی خودش در زندگی ندارد. بی خبر از خود واقعی اش دست به انتخاب هدف می زند اما هر چقدر تلاش می کند به هدف مد نظر خود نمی رسد و بیشتر دچار استرس و اضطراب و حال بد و از دست دادن عزت نفس خود می شود. اما اگر فرد با آگاهی از خود و خودشناسی واقعی هدف مناسب خودش را انتخاب کند به راحتی حتی می تواند موانع و مشکلاتی که ممکن است برایش ایجاد خطر کند را هم از پیش شناسایی کند و بدون فرسودگی و خستگی و رنج اضافه ای مسیر رشد و رسیدن به هدف خود را طی کند. عزت نفس یک مسئله درونی است و مانند یک عضله ای است که از بدو تولد با ما بوده است اما به خاطر اشتباهات زیادی که در امر تربیت ما صورت گرفته است این عضله به کار گرفته نشده و به مرور ضعیف شده است. حال فرد اگر با این عزت نفس ضعیف قدم در مسیر اشتباهی هم بگذارد بیشتر فروغ این نیروی بسیار قوی و حیاتی در درونش کاسته می شود. اما اگر هر بار که راه و مسیر درست خودش را طی می کند و اطمینان و ارزشش در نزد خودش افزوده می شود عزت نفس خودش هم بیشتر تنومند شده و پرورش پیدا می کند. پس قطعاً هر کسی که به خودشناسی واقعی برسد و بر طبق خود واقعی خودش زندگی کند عزت نفسش نیز روز به روز بیشتر می شود.

کوچینگ خودشناسی

ارتباط خودشناسی و شخصیت شناسی

خودشناسی و شخصیت شناسی نیز تعامل خوبی با هم دیگر دارند. امروزه مدل های مختلفی از شخصیت شناسی ارائه شده است تا فرد بتواند بر طبق آن به شناخت دقیقی نسبت به خود برسد. تست های شخصیت شناسی براساس آرکیتایپ های یونگی، کتل، دیسک، ام بی تی آی و… که از ابعاد مختلفی روان انسان را مورد بررسی قرار می دهند و افراد می توانند با استفاده از این تست ها به قسمتی از خودشناسی دست پیدا کنند. اما صرفاً فقط این تست ها گویا و تعیین کننده همه ابعاد درونی انسان نیست.

خودشناسی در اسلام

شاید اغلب برای ما خودشناسی در اسلام بیشتر از کوچینگ خودشناسی آشناتر باشد. خودشناسی در اسلام از اهمیت ویژه ای برخوردار است به طوری که احادیث زیادی نیز در این زمینه از حضرات معصومین علیهم السلام به دست ما رسیده است که یکی از معروف ترین آن ها حدیث من عرف نفسه عرف ربه از حضرت علی علیه السلام است. در اسلام خودشناسی لازمه خداشناسی برشمرده شده است. خودشناسی و خداشناسی رابطه دو طرفه ای با هم دارند. خودشناسی باعث خداشناسی و خداشناسی باعث خودشناسی می شود. علت اصلی آن هم این است که خداوند انسان را از روح خود خلق کرده است و تمام خصوصیات و قدرتی که در خود دارد را به انسان تفویض نموده است. به گونه ای که معصومین که انسان های کامل هستند این طو­ر توصیف شده اند که همانند خدا هستند مگر این که خدا خلق نشده است اما آن ها مخلوق و بنده خدا هستند. خداوند انسان را به گونه ای خلق کرده است که تمامی صفات او در انسان توان ظهور و بروز دارد. لذا اگر انسان بتواند خود را بشناسد به شناخت خدا دست پیدا کرده است و بالعکس. نه تنها انسان بلکه همه جهان آفرینشی که خداوند خلق کرده است نشانه و نمونه ای از وجود خود اوست که دقت کردن در نحوه خلقت و انواع مخلوقات او ما را بیشتر به شناخت او نزدیک می کند گرچه شناخت واقعی خداوند هیچ وقت نمی تواند محقق شود چرا که محدود توانایی احاطه بر نامحدود را ندارد. خودشناسی در اسلام بیشتر به شناخت جنبه روحانی و معنوی انسان می پردازد. اما غافل از شناخت مولفه های جسمانی و روانی انسان نیز نیست و در جای جای تعالیم اسلامی به این دو ساحت دیگر انسان نیز پرداخته شده است.

کوچینگ خودشناسی

خودسازی چیست؟

خودسازی واژه ای است که بیشتر در ادبیات دینی به کار برده می شود که به مفهوم به فعلیت درآمدن تمام روحیات عالی مرتبه انسان و از بین بردن رذائل اخلاقی از وجود اوست. این واژه می تواند هم تراز واژه تغییر و درمان مشکلات روانی که منجر به بروز سوء رفتارهای اخلاقی می گردد باشد. از این رو خودشناسی و خودسازی هم می تواند موجب تقرب به سمت خدا و هم باعث از بین رفتن مسائلی که مانع از رسیدن انسان به اهداف و رسالتش در این دنیا است شود.

بعد از بیان مقدمه ای نسبتاً طولانی در مورد خودشناسی نوبت به صحبت در مورد کوچینگ خودشناسی و نقش کوچینگ در خودشناسی می رسد.

کوچینگ خودشناسی و نقش کوچینگ در خودشناسی

در کوچینگ، کوچ به عنوان یک آیینه عمل کرده و با استفاده از مهارت های کوچینگ مراجع را به سمت رسیدن به آگاهی و راهکار در راستای هدف و خواسته اش می رساند. در این مسیر مراجع به موانع درونی، باورها و افکار اشتباه و حتی درست و تأثیرگذار خود در مسیر حرکت خودش پی می برد. یعنی در هر جلسه کوچینگ، فرد به درجه ای از خودشناسی در راستای حل مسئله و خواسته مد نظر خودش می رسد. اما در کوچینگ خودشناسی تأکید بیشتر روی به دست آوردن ارزش ها و رسالت شخصی و اهداف واقعی مراجع است.

ارزش ها در مورد چگونه رفتار کردن ما صحبت می کنند. تمایلات عمیق درونی که می خواهیم در نحوه زندگی و طرز رفتار ما هویدا باشند، مثل هدف نیستند که ما به آن ها برسیم مثل قطب نما هستند که اهداف ما را تنظیم می کنند.

تا به حال حدود صد ارزش انسانی تعریف شده است و هر انسانی به طور معمول هشت ارزش اساسی در زندگی دارد که اگر همین هشت ارزش را پیدا کرده و در لحظات حیات خود آن ارزش ها را زندگی کند و در لحظه لحظه زیست خود آن ها را تجلی ببخشد می توان گفت که کیفیت مناسبی از زندگی و حال خوب را داراست. چرا که این ارزش های ما هستند که اگر برطبق آن ها زندگی کنیم روح ما به آسودگی می رسد. ارزش هایی مثل خوددوستی، صداقت، معنوی، کسب درآمد، عشق به خانواده و هم نوع، حفظ محیط زیست، احترام و ادب و… این ارزش ها نیازمند شناسایی و اولویت گذاری هستند تا فرد متوجه شود چه میزان از این ارزش ها را زندگی می کند و چه میزان را باید در خودش افزایش بدهد. در جلسات کوچینگ خودشناسی مراجع به این شناسایی و اولویت بندی دست پیدا می کند.

کوچینگ خودشناسی

براساس تئوری انتخاب انسان پنج نیاز اساسی دارد که عدم ارضای این نیازها باعث ایجاد حال بد و عدم رضایتی او در زندگی می شود. این پنج نیاز در کلیه اعمال و حرکات و رفتار و کارهایی که انجام می دهد باید ارضا شود. به طوری که انسان ها می بایستی اهداف و خواسته ها و برنامه های خود را با شناسایی این نیازها در راستای ارضای این نیازها قرار دهند. نیاز به بقا، نیاز به عشق و تعلق، نیاز به قدرت، نیاز به تفریح و نیاز به آزادی. ظرف وجودی هر شخصی در داشتن این نیازها متفاوت است و کوچینگ خودشناسی مسیر مناسبی است که فرد می تواند به میزان این نیازها در خود و این که تا چه اندازه ای آن ها را تأمین کرده است و چه میزان کمبود این نیازها در زندگی اش وجود دارد برسد.

ارزش ها و نیازهای هر کسی گاهی ممکن است با هم دیگر تقابل پیدا کنند. به عنوان مثال فردی که ارزش اصلی او در زندگی، رشد و موفقیت و طی کردن درجات بالای جایگاه اجتماعی است اما نیاز به تفریح و آزادی او بالا است و در زندگی نیاز بیشتری به انجام انواع تفریحات می کند وقتی هدفی برطبق ارزش های خود برای خود در نظر می گیرد و حتی در برنامه ریزی هایش روزانه زمان زیادی را برای رسیدن به آن هدفش قرار می دهد و مجبور به انجام دادن میزان کار زیادی می شود تا آن ارزشش را زندگی کند، این سبک زندگی با نیاز بالای او به تفریح و آزادی تقابل پیدا می کند. حتی ممکن است خودش هم متوجه این امر نباشد و با وجود انجام کارهای زیاد در طول روز حال چندان خوشایندی نداشته باشد. در جلسات کوچینگ خودشناسی مراجع می تواند به این تقابل آگاه شده و به راهکاری دست پیدا کند که این میزان تقابل را به حداقل خود برساند و تعادلی بین ارزش ها و نیازهای خود برقرار کند.

اگر نیاز به جلسات کوچینگ خودشناسی دارید با کوچ های ما در سایت همیار کوچ همراه شوید.

دیدگاهتان را بنویسید