هدف گذاری اسمارت چیست و چگونه انجام می شود؟

هدف گذاری اسمارت

هدف گذاری اسمارت چیست و چگونه انجام می شود؟

همه می دانیم که در مسیر موفقیت زیاد به هدف گذاری تأکید می شود. آیا تا به حال به این سوال اندیشیده اید که چرا باید هدف گذاری انجام دهیم؟ در مورد اهمیت هدف گذاری سخن های بیشماری می توان گفت. مختصر اشاره می شود تا به موضوع اصلی که هدف گذاری اسمارت است برسیم.

هدف به معنی خواستۀ مطلوب است؛ آن خواسته ای که با رسیدن به آن احساس رضایت و شادمانی در ما به وجود می آید. وجود انسان به گونه ای است که اصلاً نمی تواند هدف نداشته باشد. هر موجودی در این هستی حتی از یک موجود بسیار ریز و نادیده و حتی پدیده های طبیعی مثل طوفان و باران و جزر و مد دریاها هم زندگی هدفمندی دارند و هر کدام نقشی را در این جهان هستی ایفا می کنند. حتماً برای انسان که جایگاهی بالاتر از همه موجودات دارد دور از شأن وجودی اوست که بدون هدف در این دنیا زندگی کند.

هدفگذاری اسمارت

از این رو هدفمندی و داشتن زندگی همراه با هدف بخش جداناپذیر از زندگی سعادتمندانه یک انسان است.پس انسان ها به دو دسته تقسیم می شوند یا آن هایی که به ضرورت این امر در خود و زندگی شان رسیده اند و متناسب با روحیه و ارزش و علاقه و مسیر زندگی شان هدف انتخاب کرده اند یا در واقع هدفمند بودن را انتخاب کرده اند و یا بی هدفی را آن هایی که بی هدف هستند با این که هیچ هدفی را دنبال نمی کنند اما در نقشه عملیاتی هدف های انسان های هدفمند قرار می گیرند. انسانی که بی هدفی را انتخاب کرده است هم هدف دارد و هدف او تابع و دنباله رو بودن افرادی است که هدفمند هستند.

افرادی که هیچ هدفی ندارند به دلیل بی مسئولیتی پذیرفته اند که تابع انسان هایی باشند که هدفمند هستند. این افراد به صورت چشم بسته کارهایشان را انجام می دهند و مستقل نیستند. آینده چنین افرادی چیزی به جز افسردگی و پشیمانی و سرخوردگی نیست. وقتی در پایان عمر به مسیر رفته خود نگاه می کنند و به این حقیقت می رسند که جز راه دیگران راه دیگری را طی نکرده اند حسرتی جانکاه نصیبشان می شود. شاید به همین دلیل است که اکثر خودکشی ها در افراد سالخورده روی می دهد.

یکی از ویژگی برجسته افراد موفق این است که هدف گرا هستند. آن ها دقیقاً می دانند که چه می خواهند و به چه چیز باید برسند و همه آن ها را هم با دقت ثبت کرده اند. این درس بزرگی از انسان های موفق است که هر انسانی اگر خود را وقف اهداف مشخص و مکتوب خود بکند و آن ها را عادت روزمره خود قرار دهد سرنوشتی جز موفقیت در انتظارش نیست.

یکی از عوامل مهم نجات انسان از سردرگمی و هدر رفت انرژی و توان فرد و همچنین تمرکز هدف گذاری است. افرادی که هدف مشخصی ندارند از این شاخه به آن شاخه می پرند و یا ثبات قدم در مسیر مشخص خود ندارند. اما افراد موفق که اهدافشان را یادداشت کرده اند با برنامه ریزی و تدوین برنامه ای ثابت و پیگیری اهداف خود در مسیر مد نظر خود پیش می روند. در برنامه ثابت اهداف مهم و فعالیت های مرتبط با آن ها در اولویت قرار می گیرد.

اگر بنا بود انسان ها بدون هیچ طرح و برنامه ای به اهداف و همه خواسته هایشان برسند مطرح کردن هدف گذاری و برنامه ریزی هیچ معنایی نداشت. چون افرادی که به موفقیت نمی رسند شناختی از این که چه شیوه ای را در مسیر رسیدن به اهدافشان باید طی کنن ندارند. هدف گذاری و به تبع آن برنامه ریزی و اقدام ابزاری قدرتمند است که ما را در مسیر رسیدن به اهداف کمک می کند. باعث ذخیره انرژی و عدم هدر رفت آن و افزایش تعهد و انگیزه و تلاش برای رسیدن به اهداف می شود.

برای نوشتن هدف و هدف گذاری نیاز به شرایط خاصی نیست. هر شخصی در هر سنی برای رسیدن به اهدافش می تواند هدف گذاری را شروع کند. اما مسئله اصلی که برای هدف گذاری باید در نظر گرفت این است که بهترین و موثرترین اقدام برای هدف گذاری رضایت بخش که منجر به طی مسیر مستمر اهداف شود شناخت واقعی خود و علایق و سلایق و روحیات و ارزش ها و نیازها و خواسته هایمان است. کسی که خودش را به خوبی نشناخته باشد ممکن است اهدافی غیر واقعی و یا به دور از روحیات خود در زندگی در نظر بگیرد و معمولاً طی هدفی که از درون نجوشیده باشد محکوم به شکست است. یکی از کاربردهای مهم کوچینگ در عصر حاضر این است که افراد با قرار گرفتن در کنار یک کوچ همراه و حرفه ای شناخت خوبی نسبت به خود و اهدافشان پیدا می کنند و متناسب با آن می توانند هدف گذاری صحیح و دقیقی در زندگی داشته باشند.

هدف گذاری اسمارت

هدف گذاری یک مهارتی است که می توان از آن در همۀ حوزه های زندگی استفاده کرد. شغلی، مالی، تحصیلی، روابط، ارتباطات و…البته باید گفت که هدف گذاری و خودآگاهی قدم به قدم و در کنار یکدیگر رشد می کنند و شکل می گیرند. هر فردی که در مسیر انتخاب هدف و یا حتی رسیدن به آن با موانعی رو به رو می شود که به خودآگاهی او کمک می کند. از طرفی با این خودآگاهی در طی مسیرهای آینده راهنمای خوبی برایش خواهد بود.

ضرورت خودآگاهی قبل از هدف گذاری به این معنی نیست که ما تا خودمان را کامل نشناختیم و به قطعیت و اطمینان صد در صد نرسیدیم هیچ هدفی برای خود در نظر نگیریم. چه بسا در مراحل اولیه هدف گذاری و ورود به یک مسیر و طی کردن آن است که به خودآگاهی می رسیم  و این نتیجه برای ما به دست می آید که آیا این هدف متناسب با ما بوده است یا نه. در حالی که یک جا نشستن و هیچ هدفی را دنبال نکردن به جز کاهش کیفیت زندگی نتیجه دیگری ندارد. البته اگر کسی خودآگاهی داشته باشد می تواند اهداف بهتری را برای خودش در نظر بگیرد. اما بیشتر خودشناسی و خودآگاهی در طی کردن مسیر و برخورد با موانع و کسب تجربه است که پیش می آید.

در عصر حاضر برای افزایش کیفیت هدف گذاری و رسیدن به اهداف و از بین بردن خطاهای ناشی از هدف گذاری اشتباه مدل های مختلفی از هدف گذاری تبیین شده است. مدل هایی مانند:

هدف گذاری به روش اسمارت (SMART) یا هوشمند

روش هدف گذاری هارد  (HARD)

مدل هدف گذاری گرو  (GROW)

مدل  Okr

هدف گذاری اسمارتر SMARTER

و…

در این مقاله به هدف گذاری اسمارت و این که چطور می توان با این هدف گذاری مسیر رسیدن به اهداف را طی کرد می پردازیم.هدف گذاری اسمارت  ایده تقریباً جدیدی است. در سال ۱۹۸۱، مشاور و مدیر برنامه ریزی داخلی شرکتی به نام واشنگتن واتر پاور آقای جورج تی دوران، مقاله ای را با عنوان «راهی هوشمندانه برای نوشتن اهداف کلی و جزئی مدیریت وجود دارد» منتشر کرد. تی دوان در این مقاله هدف گذاری اسمارت را به عنوان یک ابزار برای به وجود آوردن پارامترهای افزایش قطعیت در موفقیت و دستیابی به اهداف معرفی کرد.

هدف گذاری به روش اسمارت به چه صورت است؟

در هدف گذاری اسمارت واژه اسمارت SMART مخفف چندین واژه است که نوع و مراحل هدف گذاری را تعیین می کند.

واژه SMART در هدف گذاری اسمارت  از حروف اول واژه های زیر ایجاد شده است که اصول هدف گذاری اسمارت هستند.

هدفگذاری اسمارت

S یا Specific یعنی مشخص در هدف گذاری اسمارت

در هدف گذاری اسمارت به هنگام تعیین هدف، باید آن چیزی که می خواهید به آن برسید را دقیقاً مشخص کنید. در واقع این قسمت از هدف بیانیه مأموریت شما برای هدف است. در این بخش از هدف گذاری اسمارت باید به صورت شفاف و کاملاً واضح و روشن هدف خود را تعیین کنیم. مثلاً اگر هدف شما این باشد که می خواهم پولدار شوم. در هدف گذاری اسمارت این هدف مشخص نیست. اما اگر هدف شما این باشد که می خواهم از طریق این راه ها و این اقدامات و این مسیرها و با مشارکت چه کسانی و در چه مکانی درآمدم به صد میلیون تومان در ماه برسد. در هدف گذاری اسمارت باید هر چه واضح تر آینده را ببینید و هر موقع در مورد هدفتان صحبت می کنید باید بتوانید به وضوح مجسم کنید. اگر ندانیم که چه می خواهیم و از چه طریقی باید به این هدف برسیم انگیزه کافی را برای طی مسیر نیز نخواهیم داشت.

حتی در هدف گذاری اسمارت باید موانع و الزامات مورد نیاز و دلیل این که چرا این هدف را انتخاب کرده اید نیز کاملاً واضح و مشخص باشد.

M یا Measurable یا قابل اندازه گیری در هدفگذاری اسمارت

علاوه بر این که هدف باید مشخص باشد یعنی این که برای افزایش درآمد بدانیم که در مدت یک ماه می خواهیم به چه درآمدی رسیم در هدف گذاری اسمارت باید معیار و ملاکی برای اندازه گیری هم داشته باشیم. این معیار و ملاک را باید به نحوی انتخاب بکنیم که سیر و روند رشد یا پس رفت حرکت ما را نشان دهد. به عنوان مثال اگر تعیین بکنیم که می خواهم درآمد من به صد میلیون تومان در ماه برسد با چه اقداماتی قرار است چه میزان افزایش درآمد حاصل شود. چند ساعت کار روزانه چه میزان درآمد را افزایش می دهد. با چند نفر افراد باید تماس برقرار شود تا چه میزان فروش انجام گیرد.

اگر هدف کاملاً مشخص باشد و چشم انداز ما واضح باشد و تخصص و اطلاعات کافی در نحوه رسیدن به این مسیر کسب کرده باشیم می توانیم در هدف گذاری اسمارت تک تک اقدامات و راهکارها را جداگانه مشخص کرده و معیارهای قابل تشخیص و اندازه گیری را قرار دهیم و در هر بازه زمانی مشخصی میزان انجام این راهکارها را به صورت کمی چک بکنیم. در هدف گذاری اسمارت تعیین معیار برای هدف آن را قابل درک و محسوس می کند و در میانه راه و حتی پایان مسیر مشخص می شود که چقدر از راه را به درستی طی کرده ایم.

A یا Achievable یعنی دست یافتنی در هدفگذاری اسمارت

در هدف گذاری اسمارت سومین عامل مهم این است که هدف دست یافتنی باشد. شرایط و اطلاعات و ابزار مورد نیاز برای رسیدن به هدف در اختیار شما قرار داشته باشد. در هدف گذاری اسمارت این بررسی باید صورت بگیرد که این هدف چقدر واقعی است و آیا می توان مجسم کرد که در آینده این مسیر دست یافتنی است؟ آیا مقرون به صرفه است؟ میزان تخصصی که دارید شما را به این هدف می رساند؟ در حد توان خودتان می دانید؟ هدفی که بسیار دور از دسترس ما و در حد توان ما باشد ما را دلسرد کرده و انگیزه ما را به مرور کم می کند و چه بسا در میانه راه ممکن است رها شود و یا حتی به خاطر نسنجیدن هزینه فایده دچار خسارت شویم.

هدف گذاری اسمارت

به عنوان مثال در هدف گذاری اسمارت اگر کسی تعیین کند که می خواهد ماهانه بیست کیلوگرم وزن کم کند چنین هدفی دست یافتنی نیست. اما شاید کاهش ماهانه دو الی سه کیلوگرم دست یافتنی و واقع بینانه باشد. اگر هدفی بسیار بزرگ و دست نیافتنی باشد هدف گذاری مدل اسمارت این قابلیت را دارد که بتوانیم اهداف را خرد و کوچک کرده و به مرور مسیر را طی کنیم. به عنوان مثال در هدف قهرمانی جهان در رشته خاصی ابتدا هدف تمام کردن کلاس های آموزشی سپس قهرمانی استان و بعد قهرمانی کشور و در نهایت قهرمانی جهان هدف گذاری می شود. در این صورت دیگر مغز وضعیت فعلی خود را با وضعیت نهایی مقایسه نمی کند که احساس ترس و دلسردی و ناامیدی و بی انگیزگی صورت گیرد. بلکه وضعیت فعلی خود را با قدم بعدی مقایسه می کند.

R یا Relevant یعنی مرتبط در هدف گذاری اسمارت

در هدف گذاری اسمارت این اصل مهم است که هدف هر کسی باید متناسب با خود آن فرد باشد. دغدغه ها و ارزش ها و نیازهای او را پوشش دهد. این جاست که خودآگاهی نقش زیادی در تشخیص مرتبط بودن هدف با ما و شرایط زندگی مان دارد. به عنوان مثال اگر فردی یکی از ارزش های مهمش در زندگی گذراندن وقت با خانواده در آخر هفته باشد اما هدف کار کردن هفت روز در هفته را برای خود تعیین کند به مرور انگیزه زیادی برای انجام این کار نخواهد داشت. چون نیرویی درونی او را به سمت نیاز و ارزش اصلی اش که گذراندن وقت با خانواده در آخر هفته است می کشاند.

T یا Time-Bound یعنی محدوده زمانی در هدف گذاری اسمارت

در هدف گذاری اسمارت این بخش به این دلیل حائز اهمیت است که افرادی که زمان بندی واقعی و دقیقی نداشته باشند به احتمال قوی موفق نخواهند شد. ایجاد محدودیت زمانی مغز را وادار می کند که مجموعه اقدامات و عملکردها را در آن محدوده زمانی انجام داده و به صورت مناسب و با روند و شیب مداومی این کار را انجام دهد. به عنوان مثال اگر هدف این باشد که درآمد به صد میلیون تومان افزایش پیدا کند در هدف گذاری به روش اسمارت این مسئله باید تعیین شود که این میزان درآمد در یک ماه است یا یک سال. اگر ضرب الاجلی برای رسیدن به اهداف تعیین نشود رسیدن به آن اهداف در چند برابر حالت قبلی خود امکان پذیر خواهد شد.

هدف گذاری اسمارت

قانونی وجود دارد به اسم پارکینسون در این قانون گفته می شود که اگر ما برای تمام کردن یک کاری یک ساعت به خود اختصاص دهیم در آن یک ساعت حتماً آن کار را به اتمام می رسانیم و اگر سه ساعت هم زمان اختصاص دهیم اقدامات ما طوری کش می آیند که آن کار ظرف مدت سه ساعت به اتمام برسد. معقول بودن این بازه زمانی در هدف گذاری به شیوه اسمارت نیز اهمیت دارد. زمانی باید در نظر گرفته شود که طبق اصل های قبلی هدف گذاری براساس اسمارت واقعی و قابل دسترسی باشد. وقتی برای رسیدن به هدف مهلت در نظر گرفته می شود تعهد و الزام و جدیت و انگیزه نیز افزایش پیدا می کند.

هدف گذاری اسمارت با مثال توضیح داده شد اما این هدف گذاری کمی ها و کاستی هایی نیز دارد. با توجه به پیشرفت و توسعه روز افزون علم و بهینه سازی نظریات و راهکارهای دستیابی به موفقیت مسیر ارائه روش ها و مدل های مختلف همواره باز است و روز به روز راهکارهای جدیدی ارائه می شود. امروزه علاوه بر هدف گذاری اسمارت مدل هدف گذاری اسمارتر نیز ارائه شده است که تقریباً با هدف گذاری اسمارت یکسان است اما دو مولفه دیگری نیز به آن اضافه شده است تا کاستی های هدف گذاری اسمارت را تحت پوشش قرار دهد.

E یا Evaluate یا ارزیابی در هدف گذاری اسمارتر

در مدل هدف گذاری اسمارتر واژه M معنادار بودن هدف است و اندازه گیری هدف در این مولفه گنجانده شده است. ما وقتی می توانیم مسیر رسیدن به هدف را ارزیابی کنیم که آن را در موقعیت های مختلفی اندازه گیری بکنیم. بدون اندازه گیری مداوم و مستمر و پیگیری میزان پیشرفت و پسرفت نمی توان درکی از میزان مسیر طی شده و میزان موفقیت یا عدم موفقیت پیدا کرد. به عنوان نمونه اگر فردی هدفش این است که در ماه صد میلیون تومان کسب کند اما اندازه ای از میزان هزینه هایی که آن ماه نکرده است نداشته باشد و هزینه های آن ماه به صورت سرسام آوری افزایش پیدا کرده باشد که درآمدش را به پنجاه میلیون تومان کاهش داده باشد نمی تواند برای ماه های بعدی برای کاهش این هزینه ها اقداماتی را انجام دهد.

R یا Readjust یا تعدیل مجدد در هدف گذاری اسمارتر

در هدف گذاری اسمارتر تعدیل مجدد از مولفه های اساسی است. وقتی سیستم دچار مشکل می شود و این مشکل شناسایی می شود نمی توان مشکل را نادیده گرفت و با همان روند قبلی مسیر را طی کرد. در مسیر هدف گذاری نیز هرگاه مانعی پیش آمد می توان مجدداً هدف گذاری را انجام داد یا بخش هایی از آن را که نیاز به تغییر دارد را تغییر داد. این تعدیل مجدد انعطاف پذیری هدف گذاری را افزایش داده و شرایط پیش آمده در مسیر را نیز در نظر می گیرد.

به عنوان مثال اگر هدف گذاری این بوده که در طی یک ماه به درآمد صد میلیون برسیم اما یک اتفاق بیرونی مثل قانون گذاری از طرف بانک یا دولت باعث بروز مشکل یا مانع در مسیر ما می شود با بررسی مجدد شرایط هدف گذاری جدیدی را برای خود در نظر می گیریم و راه ها و شیوه های دیگری را ارزیابی می کنیم که باعث رسیدن ما به این هدف شود و در صورت امکان پذیر نبودن یک پلن و برنامه مجدد دیگری را انجام می دهیم. این به معنی از صفر شروع کردن نیست بلکه به معنی بازآفرینی مجدد است.

دیدگاهتان را بنویسید